امروز سه شنبه۲۶ تیر ماه ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۴۵:۲۵
آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۷/۰۳/۰۸ ،‌ ۱۰:۵۷

جملات بامزه ی فامیل دور

انتشار: چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ / ساعت ۰۷:۱۳:۱۳ |
کد خبر: 478 |
بازدید: 2,247 بازدید |
بدون دیدگاه
چاپ
ایمیل
:

فامیل دور : من دستم بنده،پنج دقیقه احترام خودتو نگه دار! *** فامیل دور : یه وقتایی حسش نیست غصه بخوری،غصه رسما تورو می‌خوره! *** فامیل دور : بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم! *** فامیل دور : شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه،بدشانسی دستش رو از […]

siJyMW_425

فامیل دور : من دستم بنده،پنج دقیقه احترام خودتو نگه دار!

***

فامیل دور : یه وقتایی حسش نیست غصه بخوری،غصه رسما تورو می‌خوره!

***

فامیل دور : بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم!

***
فامیل دور : شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه،بدشانسی دستش رو از رو زنگ بر نمیداره،بدبختی هم که کلا کلید داره!

***
فامیل دور : وقتی توی یک رابطه دچار احساسات شدید شدی، بدون خودت نیستی،خر درونته!

***
فامیل دور : انقدر الکی خندیدم که وقتی ناراحتم کسی جدیم نمیگیره!

***
فامیل دور : آقای مجری ما بی تربیت نیستیم،تربیت داریم منتها صلاح نمیدونیم ازش استفاده کنیم!

***
فامیل دور : بعضی ها اینقدر قشنگ دروغ میگن،آدم حیفش میاد باور نکنه!

***
فامیل دور : بطور مشکوکی داره بهم خوش میگذره،فکر کنم دارم میمیرم!

***
فامیل دور : یه عده آدم هستن که میفهمن که نفهمن اما نمیفهمن که میفهمیم نفهمن!

***
فامیل دور : باور کنید بعضی وقتها "باشه مرسی " یعنی خفه شو!

***
فامیل دور : من نظرمو به کسی تحمیل نمیکنم،اما کسی که نظرش با من مخالف است خر است،تمام شد رفت!

***

آقای مجری : اصلا میدونی دوربین چیه؟
فامیل دور : آقای مجری هه ه ه ه ه چه حرفایی میزنید !نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دسته مردم . . .یکی از اجداد ما که توی شهر دور زندگی میکرد از دور رفت بیرون خیلی هم دور شد برای این که دور رو بببینه این دستگاه رو ساخت . . .

***

فامیل دور: سه نوع دور داریم.
اونی که دستت بش نمی رسه !
اونی که چشمت بهش نمی رسه !
اونی که فکرت هم بش نمی رسه!

***

آقای مجری : اگه یکی دستشو آورد جلو یعنی ؟
فامیل : می گیم دستتو بکش !
کلاه قرمزی : می گیم مگه کاراته بازیه ؟
ببعی : می لیسیم
آقای مجری : نه ما هم دستمونو می بریم جلو و باهاش دست می دیم..
حالا اگه دستشو نیاورد جلو چی ؟
پسرعمه زا : ما دستمونو می بریم جلو می کنیم تو نافش !

***

فامیل دور : راه رفتـنـی را ، باید رفت ! در بستنی را ، بــــاید بست !
پسر عمه زا : در بستنی رو باید لیسید !

***

فامیل دور : آقای مجری من با زوری که در این خر میبینم افق های روشنی در برابر خودم میبینم .
جیگر : من خر نیستتتم !
          من خر نیستتتتتم
          من خر نیستتتتتتتتتتم
فامیل دور : ببخشید جسارت کردم ، شما عقابی ، پروانه ای ، من خرم که با تو توی این خونه موندم . . .

***

فامیل دور: هیچوقت در زندگیتون با یه خر درد دل نکنین!

***

فامیل دور : شادمانی همه جا پشت در است ، در گشودن هنر است.

***

آقای مجری به جیگر : تو تو به گوشی من دست زدی؟

آقای مجری: جیگر کار تو بود ؟؟؟

جیگر: من نمیگم دست نزدم زدم اما کم زدم

***

فامیل دور : امروز داشتم حسرت می خوردم.
آقای مجری : حسرت چی؟
فامیل دور : یه عمر در همه ی درها ایستادم ولی همه رو بسته نگه داشتم، چه وقتهایی که کسی اومد در زد و در رو باز نکردم و صدایی هم ندادم که فکر کنه کسی خونه نیست!…

 

168887

آقای مجریدر حال پاره کردن دفتر مشق کلاه قرمزی چون خودش ننوشته بود . . .
آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.
فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، ۳ ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم

***

فامیل دور: آقای مجری یه چیزی بگم اصن باورتون نشه، من بچه بودم
آقای مجری: خُب؟
فامیل دور:  باورتون شد؟!
آقای مجری بله باورم شد!
فامیل دور:  چی جوری شما باورتون شد آقای مجری؟! من خودم باورم نمیشه!

VN:F [1.9.20_1166]
Share

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *